جديد ترين مطالب


مطالب جالب و خنده دار
علیی دایی در حال نماز خواندن !
با ارزش ترین کارت بسیج !
خوشگله خیلی به زیباییت نناز !
نماز با اعمال شاقه (تصویر خنده دار)
کاریکاتور دردناک خانه سالمندان
باهوشا جواب این تست رو بلدن !؟
کار تیمی فوق العاده در فوتبال (متحرک)
این اولیه تیر خورده یا داره تیراندازی میکنه ؟
عکس یکی از داف های دوره قاجار
جوراب شلواری دخترانه برای مقابله با منحرفان
داستان آموزنده تله موش
نکات مهم قبل از سفر به خارج از کشور
مطلبی مفید در رابطه با عزت نفس
نوازش از دیدگاه اریک برن
تبلیغات

تجاوز یک پسر هفت ساله به دختر 18 ساله !

دسته : حوادث
0

زن هق هق میكرد و اشك میریخت . وقتی دلیل آن همه بیتابی و درد را پرسیدم. با نگاهی كه شادی فرسنگها از آن فاصله داشت گفت: «باورتان میشود كودك هفت ساله به جرم مزاحمت برای نوامیس محاكمه شود؟ پسرم ساسان زندگی ما را سیاه كرد. او بچه آدم نیست، بچه شیطان است. دیگر حاضر نیستم حتی یك روز او را نگه دارم. هیچ شباهتی با بچه های عادی ندارد. »و بعد كه آرام تر شد، تعریف كرد:

«من و همسرم هر دو كار میكردیم ولی الان من به خاطر او كارم را از دست داده ام. ساسان از سن 2 سالگی پیش مادرم بود. وقتی سه ساله شد آنقدر مادرم را اذیت كرد كه او هم از دست بچه من خسته شد. باورتان نمیشود، بچه سه ساله با پرت كردن قاب عكس به طرف مادرم باعث شد كه او بینایی یك چشم خود را از دست بدهد. دیگر رو ندارم به دیدن پدر و مادرم بروم. بعد از آن جریان ساسان را به مهدكودك بردم. هر روز یكی از اولیای بچه های مهدكودك شكایت میكرد. ساسان چند بار بچه های دیگر را كتك زده بود. چند بار سوسك به جان بچه ها انداخته بود. باورتان نمیشود كه این بچه حتی به حیوانات رحم نمیكند. بیش از صدبار ماهیهای قرمز عید را كشت. او دنبال گربه ها میكند و آنها را میزند و…
یك روز با مربی مهدكودك دعوا كرد. من سركار بودم كه خبردادند بروم و ساسان را به خانه ببرم. آن روز صدبار از مربی و مدیران عذرخواهی كردم تا آنها راضی شدند یك فرصت دیگر به ساسان بدهند . هرچه از این بچه پررو و شیطان خواستم كه از مربی خود معذرت بخواهد زیربار نرفت. فردای آن روز فهمیدم كه ساسان در كلانتری بازداشت است. سراسیمه از محل كارم به كلانتری رفتم. این پسر كه نمیدانم باید چه چیزی دربارهاش بگویم به خاطر تلافی و اذیت مربی خود مهدكودك را آتش زد. نمیدانم اصلاً كبریت را از كجا آورده بود. به هر حال خدا رحم كرد آن آتش سوزی فقط خسارت مالی داشت. ما خسارت را پرداختیم و من مجبور شدم كار خود را رها كنم و مواظب ساسان باشم.
من كه هیچ، اگر تمام دنیا هم جمع شوند از پس این شیطان برنمی آیند. از سن 4 تا 6 سالگی خودم از او نگهداری كردم. این دو سال برایم یك عمر گذشت.
30 سال بیشتر ندارم اما موهای سرم مانند زنان كهنسال سفید شده و زود پیرشده ام. در این دو سال جرأت نداشتم پلك برهم بگذارم. اگر یك لحظه غافل میشدم، او از خانه خارج میشد. تا حالا چند بار از پدرش، عموش و من دزدی كرد. برای آن كه او این كارش را تكرار نكند پول بیشتری به او دادم اما این كار نه تنها كمكی نكرد بلكه باعث شد او بیشتر منحرف شود. او در یك چشم برهم زدن از خانه خارج میشد و با پول هایش چیزهایی میخرید كه رو ندارم بگویم. آخر چه كسی باور میكند كه یك بچه 6 ساله در عرض پنج دقیقه cd مبتذل بخرد و به خانه برگردد؟
یكبار وقتی به دستشویی رفته بودم، او از خانه فراركرد. سه روز تمام گم شد. بعد از سه روز خودش به خانه بازگشت. وقتی از او پرسیدیم كه كجا بودی؟ گفت: برای تعطیلات رفته بودم شمال! بعدها فهمیدم كه در آن چند روز در خیابان ها میگشته و شب ها را با كودكان خیابانی درپارك ها سر میكرده. هرچه روانشناس و مشاور در تهران بوده او را معاینه كردند. فكر میكردم رفتار او وقتی به مدرسه برود خوب خواهد شد. اما او روز اول مدرسه سر همكلاسی اش را شكست.
درعرض همین چند ماه بیست دفعه از مدرسه فراركرده است. چند روز پیش هم دوباره فهمیدم كه ساسان دركلانتری بازداشت است. وقتی به كلانتری رفتم فهمیدم كه او بعد از فرار از مدرسه برای یك دختر 18 ساله مزاحمت,تجاوز ایجادكرده، در ضمن یك بسته حشیش در جیبش بوده است. دختر بیچاره تمام بدنش می لرزید و میگفت كه این بچه مثل یك پسر 20 ساله او را مورد آزار قرارداده. من اصلاً نمیدانم آن بسته حشیش را از كجا آورده است.
پدرساسان یك پزشك است و من هم لیسانس حسابداری دارم. در تمام خانواده ما یك نفر وجود ندارد كه سابقه كیفری داشته باشد. این بچه برای ما آبرو نگذاشته است. هنوز هفت سال بیشتر ندارد كه پروندهای حجیم در دادگاه برایش تشكیل شده است.
من از قاضی پرونده خواسته ام كه او را چند سال در كانون اصلاح و تربیت كودكان نگاه دارد. البته مطمئن هستم مسوولین آنجا هم از پس این جانور برنمی آیند و او را از آنجا هم بیرون خواهند كرد….»
و اما ساسان با چشمانی كه از آن آتش زبانه میكشید و لبخندی زهرآگین مادر را نگاه میكرد انگار از اشك ریختن زن بیچاره لذت میبرد.
روانشناسان پزشكی قانونی هوش ساسان را بیش از كودكان عادی اعلام كرده اند اما این كودك با چنین هوش و ذكاوتی باید در كانون اصلاح و تربیت دوران كودكی را بگذراند.

منبع : ایران تراک

برچسب ها :برچسب ها :

افزودن نظر:





× چهار = بیست هشت



[گل] [گریه] [کچل] [چشمک] [هورا] [نیشخند] [نه] [نمیدونم] [ناراحت] [ناخوش] [موزیک] [لبخند] [قلب] [قلب شکسته] [فکر] [عصبانی] [شیطونک] [سکوت] [سوت] [سوال] [زنگ] [زبان] [ریلکس] [ریسه] [دعا] [خنده] [خجالت] [تعجب] [تشویق] [تشویش] [بوسه] [بغل] [بدرود] [ایول] [اوکی]


* براي درست کردن چهرک اينجا کليک کنيد .

* به دليل سخت بودن خواندن فينگليش براي کاربران لطفاً در صورت امکان فارسي تايپ کنيد.

* لطفاً در ابتدای ایمیل خود از WWW استفاده نکنید !

* ايميل شما منتشر نخواهد شد.

* نظرات شما ،پس از تائيد در سايت قرار خواهد گرفت .

* نظراتی که حاوی تبلیغات، توهین و واژه های نامناسب باشند تایید نمی‌شوند.

* پرسش‌های خصوصی خود را از طریق فرم تماس با ما مطرح نمائيد.



ads
سيمافان از نگاه شما
تبليغات متني
شبکه اجتماعي سيماکلاب
محيطي براي پيدا کردن دوست جديد
فروش کارت شارژ سيماپين
فروش کارت شارژ ايرانسل، همراه اول، تاليا
محصولات ما
اشتراک خبرنامه
اگر از مطالب سيما فان خوشتان مي آيد مي توانيد با وارد كردن ايميل خود در فرم پايين ، عضو گروه شده و جديد ترين مطالب سايت را در ايميل خود دريافت کنيد .
داغترين ها
بخش هاي اصلي سايت